کتابخانه عمومی الغدیر

امروز کتاب خوانی و علم آموزی نه تنها یک وظیفه ملی است که یک واجب دینی است. مقام معظم رهبری(مدظلله العالی)

کتابخانه عمومی الغدیر

امروز کتاب خوانی و علم آموزی نه تنها یک وظیفه ملی است که یک واجب دینی است. مقام معظم رهبری(مدظلله العالی)

کتابخانه عمومی الغدیر در استان گلستان،شهرستان علی آباد کتول واقع در شهر مزرعه کتول جنب شهرداری می باشد. این کتابخانه در سال1374 تاسیس شده است.
شماره تماس:01734282752

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

پیوندهای روزانه

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۶
الهام عاشوری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۱۴
الهام عاشوری


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۰۳
الهام عاشوری

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۵۸
الهام عاشوری


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۳۰
الهام عاشوری


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۷
الهام عاشوری


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۶
الهام عاشوری


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۳
الهام عاشوری

معرفی کتاب بوی بهشت سوخته ،نگاهی به زندگانی و رنجهای فاطمه زهرا (س)براساس کتاب "جلاء العیون"

تالیف: محمد باقر مجلسی

 

بوی بهشت سوخته متضمن گوشه‌هایی از زندگی و رنج‌های فاطمه زهراست که براساس کتاب"جلاء‌العیون علامه محمدباقر مجلسی" به طبع رسیده است .اینکتاب در هفت فصل فراهم آمده است :"میلاد نور"، "نام‌های نیکوی حضرت فاطمه‌زهرا(س)"، "فضایل آسمانی"، "پیوند مقدس با علی(ع)"، "رنج‌های بی‌پایان" و "شهادت جانگداز"، "خطبه آتشین در مسجد پیامبر و در بستر شهادت"0

 

از امام محمد باقر(ع) روایت شده است که ولادت حضرت زهرا(ع)پنج سال بعد از بعثت رسول خدا (ص)و سن شریف آن بانو در هنگام وفات هیجده سال و هفتادو پنج روز بود .

حضرت صادق (ع) فرمودند:

حضرت فاطمه (س)را نزد خدای تعالی نه نام است :فاطمه ،صدیقه،مبارکه ،زکیه ،راضیه ، مرضیه ،محدثه،و زهرا(س).

پس فرمودند:آیا می دانی که تفسیر فاطمه چیست؟راوی عرض کرد: مرا خبر ده ای سید من ! فرمود:

یعنی بریده شده از بدی ها...

ابان بن تغلب از حضرت صادق(ع) سوال کرد:

به چه سبب فاطمه را زهرا می نامند؟حضرت فرمود:

برای آنکه نور فاطمه سه مرتبه در روز برای امیرمومنان ظاهر می شد؛یک مرتبه در اغاز روزهنگام نماز صبح نور سفیدی از آن خورشید فلک عصمت ساطع می گردید.و چون هنگام زوال شمس می شد و فاطمه (س)مهیای نماز می گردید نور زردی از جبینش می درخشید. و چون آخر روز فرا می رسیدو آفتاب غروب میکرد از روی منور فاطمه(س) نور سرخی می درخشید .

حضرت رسول (ص) فرمود: فاطمه پاره تن من است ، هرکس او را شاد گرداند ، مرا شاد گردانیده و هرکه او را آزرده کند مرا آزرده ، فاطمه عزیزترین مردم نزد من است.

در باب باب پیوند مقدس بین حضرت علی (ع) و فاطمه (س) حضرت صادق (ع) فرمود:

اگر حق تعالی علی (ع) را برای فاطمه (س) خلق نمی کرد، برای او کفوی نبود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۵۵
الهام عاشوری


محرم فرزند اول خانواده بود وبرادرهایش محمد و محسن و مهدی و هادی هر کدام به فاصله دو سال تفاوت سنی داشتند ولی هیچ کدام مثل محرم ،صبور و آرام نبودند .مادر به محرم بیشتر از بقیه بچه هایش توجه می کرد.بزرگ تر که شدند کمک دست مادر بودند محرم بیشتر از همه کمک می کرد مثل یک دختر.

سالی یک بار مشهد می رفتند.

محرم اول ،دوم راهنمایی بود بچه زرنگ و درس خوانی بود.علاقه زیادی به فوتبال داشت.

سال آخر تجربی بود با محمد و دوستش سعید پنج شنبه ها در مدرسه مراسم زیارت عاشورا راه می انداخت.  هر هفته یکی بانی میشد. تا اینکه در محل خود به همراه دوستانش هیئت به پا کردند .روزی میکروفن هیئت خراب شده بود سعید 20هزار تومان داد به محرم تا بلند گو بخرند محرم پرسید:" از کجا آوردی؟"سعید گفت "توی کلوب فوتبال دستی بردم."محرم عصبانی شد و گفت این پول ها درست نیست و از آن پول استفاده نکرد.

پدر محرم به پاس زحمت هایی که محرم برای مادربزرگش میکشیدبرایش ماشین خرید.پیکان سبز. محرم رانندگی اش خوب نبود.

محرم به همراه دوستانش بعد از مراسم هیئت به پیتزا فروشی ، فلافلی یا استخرو تفریح می رفتند .

محرم سال 1375 در رشته کشاورزی در دانشگاه آزادشهر تالش قبول شد ولی بعد از یک ترم چون علاقه ای به رشته اش نداشت با پیشنهادسعید به نیروی قدس سپاه و دانشگاه افسری امام حسین(ع)رفت.

مادر محرم برایش آستین بالا کرد و به خواستگاری فهیمه رفت.و در 29خرداد 1382 ازدواج کردند.در 26 بهمن عروسی کردند و کادوی مخصوص محرم به فهیمه دو بلیت رفت و برگشت به مشهد به تاریخ 27 بهمن بود اولین سفری که بعد از عروسی می رفتند مشهد بود .بعد از سفر زندگی مشترکشان را شروع کردند. صاحب فرزند دختری شدند به نام فاطمه . محرم اسمش را گذاشته بود جانای بابا ،مالای بابا.فاطمه هم با بزرگتر شدنش وابستگی اش به پدرش بیشتر میشد و از دوری پدر مریض می شد. تخصص محرم آموزش خنثی کردن مین بود.

ماموریت های محرم به لبنان و سودان بود بعد از سفر3 ماهه  سودان  اوایل سال 87 بود که ماموریت 45 روزه لبنان رفت هر بار که محرم به ماموریت خارج از کشور می رفت دل فهیمه می لرزید. بعد از ماموریت  زمانی که فاطمه 4 سالش بود به خانه سازمانی رفتند. محرم درهمه کارهای منزل به فهیمه کمک میکرد و حتی راضی به کارکردن فهیمه در منزل نبود.

سال 88 سفر 3 ماهه دیگری به سودان داشت  بعد از سه ماه فهیمه و فاطمه هم به سودان رفتند بعد از 45 روز زندگی در سودان  یک روز محرم آمد خانه و گفت امروز سر کار گفتند صلاح نیست دیگه بمونید دلیلش را هم نگفتند. محرم به اتفاق فهیمه و فاطمه هنگام برگشت 3 روز در سوریه ماندند و بعد به ایران برگشتند.

بعد از مدتی فهیمه باردار شده بود و دومین فرزند خود به نام محمدحسین را به دنیا آورد. محمد حسین هم مانند فاطمه به پدرش وابسته شده بود.بعد از تولد یک سالگی محمد حسین ، برای محرم ماموریت فوری سوریه  پیش اومد.و به همسرش قول داد که بعد از این ماموریت ماموریت دیگه ای نرود.و به فهیمه گفت این بار حضرت زینب طلبیده تو هم راضی باش .فهیمه به ماموریت های گاه و بیگاه محرم عادت کرده بود ولی این بار طور دیگری بود ..تا اینکه 14 دی پرواز داشت به سمت سوریه.

فهیمه و فاطمه و محمدحسین هر سه بی قرار بودند .

قرار بود محرم در سوریه  دو هفته برای آموزش خنثی کردن مین ها و بمب های دست ساز و جنگی  به 200 نفر آموزش بدهد بعد از دوهفته روز آخر غروب شده بود که داخل اردو گاه صدای انفجار بلند شد دود و آتش و خاک همه جا را سیاه کرده بود رضا و مصطفی دوستان محرم که در ساختمان کناری بودند شتابان سمت ساختمان آمدند  که میان آن همه دود رضا ،محرم را دیدکه یک تکه بتن افتاده روی محرم، دل و روده اش آمده بود بیرون. شوکه شده بود پتو آوردند و محرم را داخل آمبولانس گذاشتند.

رضا سوغاتی هایی که محرم برای فاطمه اش خریده بود را می دید و اشک می ریخت و جمع می کرد .

همه سوار هواپیما شدند که برگردند  ایران . محرم را برای مقدمات تشییعش به بیمارستان بقیه الله بردند. و در قطعه 53 بهشت زهرا آرام گرفت .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۵۷
الهام عاشوری